تبلیغات
تحقیق و پروژه های دانشجویی - تحقیق دعا و مناجات و اسماء و صفات خداوند در ادعیه و مناجات‌های مثنوی فارسی

تحقیق دعا و مناجات و اسماء و صفات خداوند در ادعیه و مناجات‌های مثنوی فارسی

نویسنده : نگار موسوی دوشنبه 9 مرداد 1396 11:50 ق.ظ  •   

تحقیق دعا و مناجات و اسماء و صفات خداوند در ادعیه و مناجات‌های مثنوی فارسی  شامل 182 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  دعا و مناجات و اسماء و صفات خداوند در ادعیه و مناجات‌های مثنوی فارسی   می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

فصل اول:دعا و مناجات

۱-۱٫ مقدمه

در این فصل کلیاتی درباره دعا و مناجات و نیایش آمده است. در ضمن این تعاریف٬ تفاوت‌ها و شباهت‌های این واژه‌ها بررسی شده و پس از آن دعا از زاویه‌های مختلف به انواع مختلفی تقسیم‌بندی شده است و هر کدام از انواع ادعیه، از منظرهای مختلف بررسی و تفاوت‌ها و شباهت‌های آنها در ادعیه ومناجات‌های شاعران بررسی شده است.

۱-۲٫ پیشینه دعا و مناجات

شاید بتوان نخستین نجوای آدمیان با خداوند تا پگاه آفرینش را در آن زمان پی گرفت که خداوند امانت خویش را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه داشت و همگان بیمناک از این بار سنگین سرباز زدند؛ اما انسان جسور و بی‌پروا آن را پذیرفت: «و انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حمله الانسان انه کان ظلوماً جهولاً: ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر بر تافتند و از آن هراسیدند؛ اما انسان آن را بر دوش کشید؛ او بسیار ستمکار و نادان بود.»[۱]

و خدا از او پیمان بر عبودیت خویش گرفت که «الست بربکم قالوا بلی» و او بر ربوبیت حق اقرار کرد که «بلی». بعد از آنکه حضرت آدم به‌عنوان خلیفه الهی در میان تمام آفریدگان برگزیده شد، با عجز و نیاز با پروردگار خود به راز و نیاز پرداخت و آن گاه که به‌خاطر تناول از شجره ممنوعه از بهشت اخراج شد، با ناله و زاری و نیایش طلب مغفرت کرد و خداوند نیز به واسطه رحمت و مهربانی بی‌پایان او را بخشید و مورد لطف خود قرار داد و پس از آن هر چند انسان جایز الخطا،‌ در انتخاب معبود برای راز و نیاز به بیراهه رفت و هر برهه از زمان چیزی را به جای خالق هستی بخش می‌پرستید، اما در فطرت خداجوی خود به دنبال تکیه گاهی می‌گشت که مافوق قدرت او باشد و در سختی‌ها و گرفتاری‌ها به او دل ببندد و از او یاری بطلبد و در خلوت تنهایی با او رازونیاز کند تا بتواند بار امانت، تکلیف، معرفت و عشق الهی را به سر منزل مقصود برساند و خود را بیش از پیش به ربّ خود نزدیکتر کند.

البته انسان گاهی در پرستش معبود به خطا رفته و به جای نیایش با خدای یگانه،‌ گاهی سنگ و چوب و گاهی آتش، گاهی آب یا ستارگان و حتی حیوانات را به جای خالق هستی برگزیده و از آنها یاری خواسته است، اما در ضمیر ناخودآگاه خود آنها را واسطه‌ای برای نزدیکی بیشتر با پروردگار قرار داده تا بتواند اندکی از دور افتادن خود از حلقه الهی را جبران کند.

در ادبیات فارسی به‌ویژه ادبیات عرفانی، نمونه‌هایی می‌بینیم که به شیوایی درباره جدایی انسان از خالق حقیقی خود، داد سخن داده‌اند. در نوشته‌های آنها انسان موجودی است که از خالق خود که همان معشوق اوست جدا افتاده و تمام تلاش او در این عالم، جستن راهی است برای قرب به خداوند متعال.

این تصویر را مولوی در اثر بزرگ خود؛ یعنی مثنوی بدین صورت بیان کرده است:

بشــــــنو از نــــی چــــون حــکایت می‌کند
و از جــــدایی‌هــــا شکـــــایت مــــی‌کنـد
وز نیستـــــان چــــون مــــرا بــــبریــده‌انــد
از نفیــــــرم مـــــرد و زن نالـــیـده‌انــــــــد
ســــینه خــــواهم شـــرحه شــــرحه از فراق
تــــــا بگــــــویـــــم شــــرح درد اشـتیــاق
هر کــــسی کـــو دور مـــاند از اصل خویش
بــــاز جـــــوید روزگـــــار وصــل خویش[۲]

همان‌طور که در این ابیات می‌بینیم مولوی دوری خود را از معشوق، چون نی جدا شده از نیستان می‌داند و خود را هر دم مستلزم ناله و نیایش می‌پندارد تا شاید بتواند با اشک و آه، اندکی از تألم و درد دوری از هجران را بکاهد. با تأمل در تاریخ می‌توان به معابد و مساجد و یا دیگر جاهایی برخورد کرد که بشر در آنها مشغول عبادت و راز و نیاز می‌شده که خود گواهی بر این مدعاست که آدمی از ابتدای خلقت تا به اکنون دست از دعا و مناجات برنداشته و این چیزی نیست که با ظهور دینی مخصوص یا پیامبر و فرقه‌ای پدید آمده باشد. شایان توجه است که انسان بیشترین توجه و همت خود را صرف بهتر و زیباتر بنا شدن عبادتگاه‌های خود کرده است، به همین دلیل معمولاً در هر سرزمینی معابد از زیباترین و در عین حال مستحکم‌ترین بناهای آن دیار محسوب می‌شود.

تاریخ دعا را می‌توان با پیدایش انسان قرین دانست، چه انسان هرگز از نیازمندی‌ها جدا نبوده و در درون خود این احساس را داشته است که باید در پناه قدرتی آرام بگیرد و زندگی خود را در پناه و امید به آن مبدأ سپری کند؛ زیرا زندگی انسان در هر لحظه، در گرو فضل و بخشش یک مبدأ ناشناخته است که آدمی تلاش می‌کند خود را به این مبدأ نزدیک کند و این نزدیکی را از راه تضرع و مناجات بر روی خود گشوده است، پس انسان در تمام لحظات و حالت‌هایش برای رسیدن به نیازهایش از دعا جدا نبوده و مناجات یکی از لوازم و ضروریات  اصلی زندگی محسوب می‌شود تا در سایه آن به خواسته‌هایش دست یابد.

حسن ممدوحی در رابطه با تاریخ دعا و قرین بودن آن با پیدایش انسان می‌گوید: «کاوش‌ها نشان می‌دهد که حتی در دورترین زمان‌ها،‌ معبد و مسجد جزء واقعیت‌های غیر انفکاک زندگی بشر بوده‌اند حتی آن زمان که بشر توان تصور یک مبدأ نامتناهی و قدرت مطلق را نداشته و به اشتباه به بت‌ها پناه می‌برده و از آنها یاری می‌جسته است.»[۳]

خداوند با فرستادن پیامبران به تفصیل شیوه مناجات را به بندگانش آموخته است، به همین دلیل نیایش‌ها یکی از بخش‌های مهم متون دینی است که توسط پیامبران آن دین، به مردم آموزش داده شده است. در اغلب ادیان الهی نیایش جایگاه ویژه‌ای دارد، به همین دلیل متونی که از روی آن به نیایش می‌پردازند، معمولا از متون مقدس شمرده می‌شود. برای نمونه یکی از فرایض مسلمانان نماز است که حداقل پنج مرتبه در روز برپا می‌شود و در هر نماز دو بار سوره حمد خوانده می‌شود. این سوره نوع خواسته‌هایی که موجب رستگاری انسان می‌شود را به انسان می‌آموزد؛ زیرا پس از حمد و ستایش باری‌تعالی از خداوند می‌خواهیم که در نشان‌دادن راه راست ما را یاری دهد و مارا در زمره مغضوبین درگاه خود یا گمراهان قرار ندهد، هنگامی که می‌خوانیم: «ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدانا الصراط المستقیم… .»[۴] از او می‌خواهیم تا رحمت خود را شامل حال ما کند و ما را به حال خود رها نکند تا در گمراهی فرو نرویم و این خود درسی است که خداوند منان به انسان آموخته است، زیرا خود فرموده: «اُدعونی استجب لکم: بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را»[۵] خداوند انسان را به دعاکردن فرا می‌خواند؛ زیرا از فطرت انسان و نیازهای او آگاه است و آنها را برآورده می‌کند.

۱-۳٫ تعریف دعا

در اغلب ادیان دعا موضوعی شناخته شده است و معمولاً متولیان دینی شیوه دعاکردن را به پیروان آن دین می‌آموزند. برای اینکه بدانیم دعا چه مفهومی دارد، می‌توانیم تعریف آن را از فرهنگ لغات بیابیم. دهخدا در باره دعا می‌گوید:

۱.دعا: دعا حاجت خواستن،‌ ادعیه و دعوات، استغاثه به خدا، استدعای برکت تضرع،‌ درخواست از درگاه خدا،‌ درخواست حاجت از خدا، درخواست حاجت از خداوند برای خود و دیگری،‌ خداخوانی

باز آمـد او به هـــوش انـــــدر دعـــــا
لــــــیس للانسان الا مــــــــا سعــــــــــی[۶]
قـــــوم دیگر مـــی‌شناسیم ز اولـــــــیا
کــــــه زبـانشان بسته باشــــــد در دعـــــا[۷]




۲.معین دعا را این‌گونه معنا می‌کند: دعا در لغت به‌معنای خواندن جمله‌های مأثور از پیامبر و امامان در اوقات معین برای طلب آمرزش و برآوردن حاجات، نیایش‎کردن، درخواست حاجت از خدا، نیایش، مدح، ثنا، تحیت، درود، سلام، تضرع و نفرین.[۸]

۳.در فرهنگ الرائد در باره دعا این طور آمده است: «دعا- یدعود دعاًء: له:۱- او را دعا کرد۲- علیه: او را نفرین کرد۳- الیه: به سوی خود خواند.»[۹]

دعا یعنی خواندن و صدا زدن و با خالق خود گفتگو کردن و او را مورد خطاب قرار دادن و در بی نهایت ذوب شدن است.


جهت دانلود متن کامل تحقیق دعا و مناجات و اسماء و صفات خداوند در ادعیه و مناجات‌های مثنوی فارسی کلیک نمایید



برچسب ها: تحقیق دعا و مناجات و اسماء و صفات خداوند در ادعیه و مناجات‌های مثنوی فارسی ، دانلود تحقیق دعا و مناجات و اسماء و صفات خداوند در ادعیه و مناجات‌های مثنوی فارسی ، پیشینه تحقیق دعا و مناجات و اسماء و صفات خداوند در ادعیه و مناجات‌های مثنوی فارسی ، تحقیق در مورد دعا و مناجات و اسماء و صفات خداوند در ادعیه و مناجات‌های مثنوی فارسی ، مقاله دعا و مناجات و اسماء و صفات خداوند در ادعیه و مناجات‌های مثنوی فارسی ، مقاله در مورد دعا و مناجات و اسماء و صفات خداوند در ادعیه و مناجات‌های مثنوی فارسی ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 9 مرداد 1396 11:52 ق.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.